sd
كدخبر: ۲۴۲۲۱
تاريخ انتشار: ۳۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۶:۵۵
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
نقش زنان در دفاع مقدس + تصاویر جالب
امروز
به گزارش پیمانه به نقل از جهان حضور زنان در هشت سال دفاع مقدس، حماسه همراهي، همدلي، صبوري، ترغيب و برانگيختگي، ايثار و پاكبازي آنها چنان عظيم و ستودني است كه بي ترديد در تاريخ ایران بي بديل و بي نظير است و نمونه هايي هم اندازه صدر اسلام و همانند كربلا در آن فراوان مي توان يافت.
 


حضور شورآفرين زنان در هشت سال دفاع مقدس از چند منظر و چشم انداز قابل بررسی است.
 


حضور زنان در صحنه رزم، امدادرسانی و مداوای مجروحان
با شروع جنگ، زنان در همان ماه هاي آغازين دفاع مقدس درخطوط مقدم جنگ در چند قدمي دشمن، در شلمچه، خرمشهر و آبادان دوشادوش مردان بي پروا مبارزه می کردند که گواه این موضوع خاطرات رزمندگانی است که در مورد زناني گفته اند آنهاعلاوه بر کار امدادی و تشويق رزمندگان، گاه سلاح بر كف با دشمن مي جنگيدند.

 

برخي از فعالیت های این دختران و زنان علاوه بر دفاع مسلحانه به صورت های مختلف كمك پزشكي، پرستاري و امداد در جبهه هاي نبرد بود. بسیاری از این زنان که براي امداد يا پرستاري و مداوا به جبهه مي آمدند و در همان جا نیز به شهادت مي رسيدند يا در تنگناي جبهه،سلاح به دست مي گرفتند و مي جنگيدند و به شهادت مي رسيدند.
 

شهيد پروين حاجي شاه كه بعد در هيات رمان «نخل هاي بي سر» اثر قاسمعلي فراست، به شهادت او پرداخته شد، از آن جمله است.اسارت برخي از خواهران در آغاز جنگ، گواه روشن ديگر بر این ادعاست.

در خاطرات دکتر محمدرضا سنگری در مورد آخرين ساعات سقوط خرمشهر چنین آمده : آخرين نيروها، با آخرين گلوله ها مي جنگيدند. امكان تامين نيروها نبود. پل خرمشهر در تيررس گلوله هاي مستقيم بود. رزمندگان كه تعداد آنان در آخرين روز شايد به چهل نفر نمي رسيد، سرسختانه مقاومت مي كردند. كم كم كوچه ها از خون آخرين ياران ارغواني مي شد.
من جزو آخرين نفراتي بود كه به ساحل رودخانه رسيد. به خاطر انفجار در پي انفجار و شهيد در پي شهيد. امكان گذشتن از پل نبود. آخرين ماشيني كه تعدادي زخمي از پل مي گذراند هدف گلوله آرپي جي قرار گرفت و روي پل ماند مجبور شديم از سقف پل حركت كنيم. آويزان به ميله هاي سقف پل، همراه با تجهيزات سنگين، با اندك رمقي كه مانده بود. گلوله ها به اطراف مي خورد. تركش ها صفير زنان از كنارمان مي گدشتند. بيش از چهل دقیقه آويزان به سقف پل، خود را به سوي خرمشهر يعني آبادان رسانديم.
 
آن طرف رودخانه زخميهای دیگری كه خود را به سمت ديگر پل رسانده بودند افتاده بودند. چند دختر جوان مشغول پانسمان و مداواي زخم ها بودند. دختري جوان سر يكي از رزمندگان را بر زانو گرفته بود. رزمنده جوان تمام سطح لباسش خون آلود بود: «به بچه ها برس»، معلوم شد خواهر و برادرند. دختر جوان، دكمه لباس جوان را كه خون از آن مي جوشيد گشود گويي تاب ديدن نداشت. جوان آرام زمزمه كرد.
مو از قالو بلي تشويش ديرم
گنه از برگ و بارون بيش ديرم
اگر لا تنقطو دستم نگيره
مو از يا ويلنا انديش ديرم
صداي رزمنده اي زخمي، دختر جوان را از جا كند.سر برادر را به نرمي بر زمين گذاشت و به سراغ زخمي رفت. خون از سينه برادر مي جوشيد و دختر جوان تنها با نگاهي خون را بدرقه كرد و به سمتي ديگر شتافت و.... این نمونه اي از هزاران نمونه ايثار، فداكاري و خدمات درخشان زنان در سال هاي زخم و شهادت و ايثار است و بي ترديد در حافظه خاطره رزمندگان از این دست نمونه هاي فراوان مي توان يافت.
 

حضور در جبهه ها و تشويق رزمندگان
در آغاز جنگ، در جبهه هاي جنوب مادراني در خط مقدم حضور داشتند و مشوق رزمندگان بودند. در جبهه فياضيه آبادان، پيرزني با نشاط حتي در سنگر ها حضور مي يافت و همه او را «ننه» صدا مي زدند. وقتي گلوله هاي خمپاره و توپ به اطراف مي خورد با لحني آرام و مهربان مي گفت: ننه نترسيد، ننه چيزي نيست، خدا پشت و پناهتان. در آن لحظه ها و صحنه ها كمتر رزمنده اي بود كه «حلواي ننه» كام او را شيرين نساخته باشد. 

 

حضور زنان در پشت جبهه 
ارسال بسته هاي آجيل و شيريني همراه با نوشته ها و نامه هاي دلگرم كننده در طول سال هاي دفاع مقدس روحیه بخش بود، به ويژه در هنگام عمليات ها، فرا رسيدن نوروز و مناسبت هاي خاص، بسته هاي شيريني و آجيل كه توسط خواهران تهيه شده بود به جبهه ها گرمي و نشاط مي بخشيد.
این زنان لباس و پوشاك و وسايل مورد نياز جبهه ها و رزمندگان را در پشت جبهه ها تهیه کرده و برای آنها ارسال می کردند.
ارسال پيام ها چه به وسيله راديو و چه به شيوه نامه ها و نوشته ها و طومارها از دیگر کارهای روحيه بخش و پشتوانه رواني جبهه ها در پشت جبهه بود.

 

فرستادن همسران، برادران، فرزندان و عزيزان خويش به جبهه ها
بدرقه رزمندگان در اشك و لبخند و ازدحام دود و هلهله و ترنم ذكر صلوات از خاطرات فراموش ناشدني، سال هاي دفاع مقدس است. مادري که پس از شهادت همسر، فرزندش را روانه مي کرد و پس از شهادت فرزند، فرزند ديگر را. 



صبر و شكيبايي مادران که آرامش بخش ديگر خانواده ها بود. خانواده هايي كه چند فرزند شهيد يا چند شهيد به انقلاب و اسلام هديه داده اند فراوانند.
 


یکی از زرمندگان دفاع مقدس در خاطره خود در این باره چنین می گوید: يك بار چند شهيد را با هم براي تدفين آورده بودند.عجيب غوغايي بود. يكي از مادران بيش از همه بي تابي مي كرد. تلاش براي آرام كردن او چندان نتيجه بخش نبود. ناگهان زني كه چادر دور كمر گره زده بود پيش آمد و در گوش او چيزي گفت كه آرام شد و او را با خود همراه كرد. بعد معلوم شد كه او مادر شهيد است و اكنون پنجمين شهيد او را آورده بودند تا به خاك بسپارند؛ مادر پنجمين شهيدش را با دست هاي خود در مزار نهاد و صبور و آرام بالا آمد و گفت: «پسر من نرفته است. این جوانان( اشاره به جوانان و همرزمان شهيد ) پسران من هستند آنها عزيزتر از علي اكبر امام حسين(ع) كه نيستند.» آنگاه سمت سخن را عوض كرد و گفت: «عزيزان من، جبهه كربلاست امام حسين(ع) را تنها نگذاريد.»


 


 حماسه حضور زنان ابعادي وسيع تر و ژرف تر از آنچه گفته شد دارد؛ و در این مجال تنها اندکی از ناگفته هاي ایثار و مجاهدت زنان غیور ایران است که در تاریخ هشت سال دفاع مقدس رقم زده شد.
مطالب مرتبط
* نام:
ايميل:
* نظر:
تازه‌هاي سايت: